ادبیات ایران و جهان

شعری می خواندم از کتاب سوختن در آب ، غرق شدهن در آتش به ترجمه پیمان خاکسار اثر چارلز بوکفسکی که در قرن گذشته تحول شگرفی در شعر اجتماعی آمریکا بوجود آورد .

 

مردی که با مشاغل گوناگون  و بعضا سطح پائینش گویی طول و عرض جامعه آمریکا را به تنهایی می پیمودو در اشعارش برای دیگران تعریف می کرد . در خلال این جامعه گردی ها ، شاهکارهایی خلق شد که بر خلاف تصور ، در آمریکا طرفدار چندانی نداشت اما اروپایی ها را تحت تاثیر خود قرار داد .

 

در بسیاری از اشعار او از قافیه خبری نیست . بخوبی با پدیده های مدرن زندگی بشر کنار آمده است . آثار معروف این شاعر : زنان ، موسیقی آب داغ ، جنوب بی شمال ، قصه هایی از یک جنون معمولی .

 

بوکفسکی معتقد است : واقعیت های اساسی وجود هر آدم چیزی که قرن هاست در شعر لحاظ نشده است . با وجود بدبینی هایی که در میان شاعران هم عصر او در قبال مسائل اجتماعی وجود دارد ، این شاعر بدبینی را ضعفی می داند که نمی گذارد قادر باشی خودت را با اتفاقاتی که در لحظه می افتد وفق دهی .

 

شعری از این شاعر توانمند آمریکایی تحت عنوان

اینتل ١۶ بیتی ٨٠٨٨ چیپ

 

با دیسک درایو یک کامپیوتر اپل مکنتاش

نمی تونی رادیو گوش کنی

درایو یک کمودور ۶۴ هم  نمی تونه

فایلی رو که با یه آی بی ام درست کار کره رو  بخونه

با این که هر دو مدل کایپرو با سیستم عامل سی پی ام کار می کنن

ولی دست خط هم دیگه رو نمی تونن بخونن

چون فرمت هارد دیسک شون با هم فرق می کنه ولی

بیشتر برنامه های مخصوص آی بی ام رو اجرا نمی کنه

مگر اینکه بعضی بیت ها و بایت های مشخص تغییر کنند .

ولی باد هنوز بر ساوانا می وزد

و در بهار

بوقلمون برابر جوجه هایش

می رقصد و می خرامد

 

خواندن اشعار این شاعر را به همه علاقمندان شعر مدرن اجتماعی توصیه می کنم .

 

توماس بیسل نویسنده جوان معاصر  آمریکایی که تجربه زندگی را ازبکستان را در دهه گذشته کسب کرد،  مجموعه داستانی دارد به نام (( خدا در سنت پترزبورگ خانه دارد ))در این اثر نویسنده بسیار خلاقانه به علایق ، دغدغه ها و روزگذرانی های اهالی آسیای میانه می پردازد .

بیسل بعنوان داوطلب در سپاه صلح آمریکا ،فرصت سفر به کشورهای توسعه نیافته را پیدا کرد و پس از انتشار تجربیات اش متهم به انتقاد از سیاست خارجی آمریکا شد .او  معتقد است که پس از واقعه یازده سپتامبر ، آمریکایی های حتی اگر دنباله رو علائق سیاسی نبودند ، به سراغ مطالعه درباره اسلام  رفتند و تا مدتها پس از این واقعه کتابهای با موضوع دین اسلام در صدر فروش آثار منتشر شده در آمریکا بود . بیسل در مصاحبه ای که در سایت شخصی اش منتشر کرد ادعا کرد اگر مسلمانان به ایالات متحده آمریکا سفر کنند شگفت زده خواهند شد از مواجهه با آمریکایی هایی که میخواهند از اسلام و ملت های مسلمان بدانند .

tom bissell

خدا در سنت پترزبورگ خانه دارد در سال ٢٠٠۶  فینالیست جایزه ادبی ((پن)) و برنده جوایز ادبی رم و آنا آخماتوا شد .

در بخشی از ( آرال ) این کتاب آمده است :

- ما فقط از این لذت می بریم که رژیم های توتالیتر پارانوئید ، مجبور شوند یک بار هم که شده واقعیت را بگویند و به کارهای زشت شان اعتراف کنند ، همین .... بچه های کور برای هیچ رژیمی خطر محسوب نمی شوند ، زندانی های مبتلا به کم خونی هم همینطور .......

 

حنیف فرزند پدری از پاکستان و مادری از انگلستان است . آثار حنیف دارای نثری روان و تاثیر گذار است که بی شک خواننده را راضی نگه می دارد .

قریشی فارغ التحصیل رشته فلسفه از آکادمی سلطنتی لندن است . او که تاکنون بیش از انتشار رمان به نوشتن نمایشنامه و فیلمنامه پرداخته است در سال ١٩٨١ برنده جایزه جرج دوین برای نمایشنامه حواشی شد .

در ١٩٨۴ کاندید اسکار بهترین فیلنامه برای لباسشویی زیبای من و در ١٩٩٠ بودای حومه نشینش جایزه وایت برد را برایش به ارمغان آورد . دومین کتاب تاثیر گذارش در ١٩٩۵ بنام آلبوم سیاه و نیز یک سال بعد داستانهای کوتاهش تحت عنوان عشق دوران غم منتشر شد .

کتاب نزدیکی که فیلنامه اش توسط نیکی کریمی به فارسی برگردانده شده یکی از آثار این نویسنده خلاق است که می توانید آن را بخوانید و از آن لذت ببرید .

نزدیکی داستان پایان رابطه مردی بنام جی است که حنیف قریشی آن را به زیبایی تصویر کرده است . از روی این کتاب فیلمی هم ساخته شد که در جشنواره برلین موردستایش بینندگان قرار گرفت .

 

 

محمد توفیق معروف به توفیق فکرت شاعر ترکیه ای است که در سال 1876 ، در استانبول به دنیا آمد  و دوران فرو پاشی سلطنت ششصد ساله عثمانی را تجربه کرد .

 

او یکی از نو گرایان و سردمداران ادبیات مدرن ترکیه است که البته بعد ها نامهایی  چون ناظم حکمت ، یحیی کمال و عبدالباقی گلپنارلی مانع از شهرت دوچندان او شدند اما شعر توفیق دارای ویژگی های استثنایی و کم تکرار در ادبیات ترکیه محسوب می گردد .

 

توفیق  همزمان با تجربه نشر مجلات معلومات ، مکتب ، ثروت فنون که همگی در کمتر از چند شماره توقیف شدند پنجگانه شعری از خود به یادگار گذاشت بنام های : رباب شکسته ، دفتر مخلوق ، پاسخ رباب ، تاریخ قدیم ، شرمین . او در چهل و هشت سالگی در اوج انتشار اشعار سیاسی و مقالات و آثار منثور تاثیر گذارش از دنیا رفت .

 

بعد ها ناظم حکمت درباره او گفت :

او یک روشنفکر و یک بشردوست واقعی بود . باید او را در دوره ای که زندگی می کرد و در محیطی که شعر می گفت دید . فعالیت های فکرت به بهترین و پیشرو ترین شکل ممکن بود .

 

نیما یوشیج نیز که طلایه دار شعر نو فارسی است اشعار توفیق را نماینده دوره نوین ادبیات ترکیه می دانست و قوت شعرش را بر خلاف دیگر شعرای ترک علاوه بر خلاقیت ماحصل زمان زندگی او  که به خوبی در آثارش، نمایان بود ،مربوط می کرد .

 

دو شعر از توفیق فکرت را در ادامه خواهیم خواند :

 

 

تابستان گذشته

 

تابستانی بود همچون رویا . با هوس ات آفریدی

هر لحظه اش ، هر رنگش و هر شعرش را از لذت

هنوز هم باغ از صدای شیرین تو آکنده است !

اگر روزی خاطره ای دور از آن تابستان آرزو کردی

 

به آب آرام خلیج نگاه کن ، خواهی دید

از آن شب های گذشته تاکنون ، در عمق آن باقی مانده است ؛

مهتاب .. گل سرخ درشت .. وزیباترین تصویر تو ..

باری آن رویا هنوز برجای خود باقی ست .

 

عید مخلوق

 

 نشاط و خنده بود سهم کودکان ، تنها

بیا و از پدرت با سرور خود بشنو

ببین چه گفته به تو

ببین چه گفته به تو ، گفته کودکان یتیم

بدون هیچ نشاط و بدون هیچ امید

به درد و غصه عجین کرده اند نغمه عید

لباس نو به در آور زتن که شاد شوی

اجازه ده که یتیمی به تن کند آن را

شود کمی زیبا ،

رخی که زرد شد از بی نوایی و حسرت

همیشه بوده اگر سهم کودکان لبخند

یتیم گریه کند ، گوش کن به او ، فرزند !

 

عبدالوهاب البیاتی که از شاعران پیشرو عرب محسوب می شود در اواسط دهه بیست میلادی در بغداد متولد شد .

او سالها کار مطبوعاتی و سیاسی خود را در عراق دنبال می کرد تا اینکه به دلایل سیاسی مجبور به ترک عراق و سفر به سوریه و شوروی سابق شد . سالهای بد عراق باعث شد که او مصر اردن ایران و اسپانیا را نیز تجربه کند و آشنایی با فرهنگ این سرزمین ها تاثیر بسزایی در نوع سرایش او داشت .

او مبارزی آزادی طلب و یکی از معدود شعرای عرب بود که درباره اش تا این حد کتاب و مقاله و رساله دانشگاهی نوشته شد .

یک اومانیست اعجاب آور که آثارش  بی حد به ناظم حکمت ، اکتاویو پاز ، نرودا و  مارکز نزدیک است .

معروفترین دفاتر شعر او فرشتگان و شیاطین ، کلماتی که نمی میرند ، کتاب فقر و انقلاب ، ماه شیراز ، متون مشرقی و ....

بخشی از شعر بلند زایش را با هم می خوانیم :

گفت هلاکم کن ، که عاشق چشمان تو ام

و برای تو می گریم .

بر روی کارت تبریک

کلیساهای گوتیک ساز سرخ فام

تن خود را به گرمای آفتاب سپرده بودند .

و بر روی جلد آخرین شماره از مجله ((الحیاه)) پیکاسو

به واپسین روشنایی جهان می نگریست

گفت : زبان گل سرخ در باغهای شب

بر لبان ما گل می دهد .

کیست که بر باروهای این شهر ها - پناهگاهها - گورها ، بگرید ؟

کیست که نیم شبان بر کرانه های دریای روم بگرید ؟

کیست که راز معمای خونخواره را در ((تب)) بازگوید ؟

که در عصر یخبندان

سربازان و خودکامگان بر دروازه های جهان ایستاده اند

و با روزنامه های زرد رنگ از دیده نهان نی دارند : آتش شب را و باده را و گیتار را

گفت : حضوری ناپیدا در من جایگیر است .

من مرگ ماه برف را بر دریچه شهر ، اسطوره می گیرم

همگنان دروغ میگفتند

و من آکنده از تنهایی خویش

بر میز قهوه خانه بی جان افتادم

و آتش شب، در جام ، باده دریا را شعله ور می ساخت

تو را می بینم که از انتهای جهان می آیی ، بر لبان ما

برخی کلمات گل می دهند

رنجهای ما به سر می آید

تا دیگر بار سفر بیاغازیم ....

 

 

 

اوژن - امیل - پل - گرندل در اواخر قرن نوزدهم متولد شد . بیماری سل او مانع شد که به ادامه تحصیل بپردازد . پل الوار شاعر مجموعه اشعار نخستین بعد از پیوستن به ارتش در جنگ جهانی اول زمانهای سخت این جنگ خانمانسوز را با بیماری تشدید شده اش ادامه داد .
هّم آوایی الوار با برتون و پره به گشایش دفتر مطالعات سورئالیستی منجر شد گخ در نهایت طی بیانیه ای اعلام داشت که سورئالیسم راهی است برای رهایی روان و هر چیز مشابه .

پل آثار بیادماندنی از خود برجای گذشت که بی شک در مقایسه با شعر آن سالهای فرانسه از افتخارات ادبیات این کشور محسوب می شود
پایتخت درد ، هرم انسانی ،ققنوس ، گل سرخ همگان و دستهای آزاد که بی تردید یکی از ماندگار ترین آثار منظوم جهان بشمار میرود .

بر پایی نمایشگاه بین المللی سورئالیسم در معیت آندره برتون ، برپایی کنفرانس های متعدد در زمینه شعر معاصر فرانسه ، شعر در خدمت حقیقت . از دیگر اقدامات برجسته الوار می باشد.
 
نمی توان  آتنا ، شایستگان آزادی ، آرزو ، شعر بی وقفه و خاطرات دیوانه خانه را از یاد برد .

اشعار الوار در سه دوره تعریف می شوند و شاید بتوان زیباترین آثار او را بین جنگ جهانی اول تا جنگ جهانی دوم دانست اما پحتگی د فراغت از تکرار و رویکرد های نوین به سوررئال سازنده در اشعار بعد از نبرد دوم حهانی به خوبی احساس می شود .

برای مخاطبان ایرانی شاید آشناترین قطعه الوار همان شعری باشد که در سریال مدار صفردرجه دومعشوق هنگام اعدام برای هم رو به باد فریاد زدند .

آنکه هرگزنمی میرد

در غم من هیچ جنبش نیست

انتظار می کشم

کس نمی آید

نه روز و نه شب

نه هرگز آن کس که خویشتن من بود

چشمان من چشمان تو را ترک کرده اند

اعتماد و نورشان را از کف می دهند

لبان من لبان تو را ترک کرده اند

لبان من خوشی را ترک کرده اند

و مفهوم عشق و مفهوم زندگانی را

دستان من دستان تو را ترک کرده اند

دستان من همه چیز را رها میکنند

پاهای من پاهای تو را ترک کرده اند

پیش نمی روند  ، راهی نیست

دیگر نه وزن مرا می شناسند و نه آسایش را

نصیب من آن بود که پایان عمرم را

و پایان عمر تو را به چشم ببینم

عمر من که پنداشتم آن را پایان نیست

در دستان توست

و آینده ، یگانه امید من گور من است

چون گور تو که جهانی بی اعتنا به گردش حلقه زده اند

چنان در کنار تو بوده ام که در کنار دیگران سردم است .

 

بهار

چند گودال از آب در ساحل است
درختان عاشق پرنده در بیشه اند
برف بر قله  کوه آب می شود
شاخه های درختان سیب
غرقه به گل ، چنان درخشانند
که آفتاب پریده رنگ رو در می کشد

شامگاه زمستان ، به روزگاری بس دشوار
بهار را نزد تو بی گناه دیدم
شب برای ما شب نیست
آنچه تباهی پذیرد بر تو چیره نمی شود
و تو از سرما گریزانی

حق اگر هست با بهار ماست

 

 

در راه آفتاب ، یادداشت های روزانه یک کولی ، گل های گناه ، سراب به همراه سیزده محموعه شعر دیگر ، کارنامه ای است از سوکیاس کورکچیان متخلص به واراند شاعر ارمنی متولد تهران می باشد که یکی از شاعران خوب معاصر کشورمان محسوب می شود .

شعری از مجموعه پاییز در پرواز به نام  عشق را برایتان در ادامه خواهم گذاشت :
عشق
قلبی بود و
در آن قلب واژه ئی
و در آن واژه دردی
و آن درد ره سه حرف بود...
واژه ئی بود که در آن قلبی بود
و در آن قلب دردی بود
ونبود آن درد را درمانی هیچ ...

عحب جهان دل آشوبی

 

امسال نوروزمتفاوتی را تجربه کردم . تفاوتی که می تواند شروع خوبی برای سال های آتی اگر خداوندمتعال عمری دهد باشد .

دوست دارم بهترین آرزوها رابرای همه کسانی که می شناسم و نمی شناسم داشته باشم . دوست دارم همه کسانیکه دلشان را شکسته ام مرا ببخشند و همه کسانی را که ....

دوست دارم روزهای توام با عشق برای همه انسان های وارسته و آزاده را از خداوند متعال خواستارشوم .

و در نهایت ایران همیشه آزاد ، به همت ایرانی آزاده سرافراز بماند .

 
تساج زاده ساده ای که در مادرید به دنیا آمد و سالها در مدرسه مذهبی شهر آویلا تحصیل کرد قرن شانزدهم را به زینت طبع خود آراست . شعری ناب زائیده تخیلات شاعری که ریشه در طبیعت دارد . هیولای طبیعت نامی است که سروانتس بر (( لپه دوگا)) شاعر نمایشنامه نویس اسپانیایی  نهاد  . تئاتر ملی اسپانیا بی شک مدیون هنر نویسندگی اوست .

شعر یخ ها و آتش ها ، با فرزندم پیکار می کنند را در ادامه از او می خوانیم .

 یخ ها و آتش ها
با فرزندم پیکار می کنند .
تنها عشق است
که چنین رنجی را متحمل می شود .
آتش عشق و سرمای زمان
صلح و آرامش را از عشق شیرینم می ربایند .
گونه ای که در آن زمان که وی را متبسم می یابم ،
اظهار می دارم :
تنها عشقی است
که چنین رنجی را متحمل می شود .
هر سینه ای که یخ می زند ، یا هر روحی که به آتش کشیده شود ،
می توان دریافت که تناه عشق ،
چنین وضعی را برای آن پدید آورده است .
کودکی که با یخ و آتش مبارزه می کند ،
تنها عشق است
که چنین رنجی را متحمل می شود .
 

 و قطعه اگر در هنگام سپیده دم ترکم کنی ...

عشق من ! اگر در هنگام سپیده دم ترکم می کنی ،
در سکوت ، سبک پا رو
و بلبل را به وحشت میفکن
اگر در هنگام سحر ترکم می کنی ،
بازوانی را که این چنین عاشقانه
تو را در آغوش کشیده اند رها می سازی ،
تا مبادا از سوی دیگران 
در آغوش ماجرایی شادمانه دیده می شوی
با پایی ابریشمین گام بردار ،
در سکوت ، سبک پا رو عشق من ...
و بلبل را به وحشت میفکن .
 

ویلهلم آپولیناریس دوکسترویتسکی (( گیوم آپولینر )) از تلاقی دو فرهنگ لهستانی و ایتالیایی در رم به جمع شاعران اروپائی قرنی که گذشت پیوست .

همیشه در سفر و دلباخته شعر صادقانه اما تلخ .

شاید چون اغلب مسیر زندگیش را در دلدادگی سپری کرده است زیباترین غم سروده های عاشقانه را از او امروز می خوانیم اما آنچه در شعر موج می زند حذف نکاتی از شعر بود که همیشه کار یک شاعر را به کلیشه های سطحی مبدل می ساخت .

پیوستگی در شعر و نیز آب و رنگی که تنها یک نقاش می تواند به لحظه ها هدیه کند از مشخصه های دیگر آثار اوست .شاید نزدیکی بیش از اندازه به نقاشان همدوره اش و نیز دوستی نزدیک با سندرار دلیل دیگری بر ارائه آثار شعر-نقاشی چون (کالی گرام ) بود .

گوشه هایی از شعر اصفهان را از مجموعه آثار آپولینر به ترجمه محمدتقی غیاثی برایتان نقل میکنم :

اصفهان

به خاطر گل سرخت

حاضر بودم سفر دور و دراز تری در پیش گیرم

آفتاب آن خورشیدی نیست

که در سرزمین های دیگر می تابد

ونغمه های سازت

که با سپیده دمان هماهنگ می شود

از این پس ، برای من

معیار هنر است .

ای چهره معبود !

من شعر خود و همه هنرها را

با خاطره آنها خواهم سنجید

اصفهان

با آن نغمه های بامدادی خود

رایحه گلهای سرخ باغهایش را

بیدار می کند .

من روانم را ،در همه عمر خویش

با گل سرخ عطرآگین ساخته ام

اصفهان ، ای شهر خاکستری

با آن کاشی های نیلگونت

گوئی تو را با تکه های آسمان و خاکت

پدید آورده اند

و در میانه روزنی از نور نهاده اند ....

من ، اینجا برادر صنوبران هستم

ای صنوبران زیبا، ای برادران لرزانم

که در شرق نماز میگذارید

فرزندان غربی خود را بازشناسید .

 
Designed by http://template.persianblog.ir/