ادبیات ایران و جهان

عبدالوهاب البیاتی که از شاعران پیشرو عرب محسوب می شود در اواسط دهه بیست میلادی در بغداد متولد شد .

او سالها کار مطبوعاتی و سیاسی خود را در عراق دنبال می کرد تا اینکه به دلایل سیاسی مجبور به ترک عراق و سفر به سوریه و شوروی سابق شد . سالهای بد عراق باعث شد که او مصر اردن ایران و اسپانیا را نیز تجربه کند و آشنایی با فرهنگ این سرزمین ها تاثیر بسزایی در نوع سرایش او داشت .

او مبارزی آزادی طلب و یکی از معدود شعرای عرب بود که درباره اش تا این حد کتاب و مقاله و رساله دانشگاهی نوشته شد .

یک اومانیست اعجاب آور که آثارش  بی حد به ناظم حکمت ، اکتاویو پاز ، نرودا و  مارکز نزدیک است .

معروفترین دفاتر شعر او فرشتگان و شیاطین ، کلماتی که نمی میرند ، کتاب فقر و انقلاب ، ماه شیراز ، متون مشرقی و ....

بخشی از شعر بلند زایش را با هم می خوانیم :

گفت هلاکم کن ، که عاشق چشمان تو ام

و برای تو می گریم .

بر روی کارت تبریک

کلیساهای گوتیک ساز سرخ فام

تن خود را به گرمای آفتاب سپرده بودند .

و بر روی جلد آخرین شماره از مجله ((الحیاه)) پیکاسو

به واپسین روشنایی جهان می نگریست

گفت : زبان گل سرخ در باغهای شب

بر لبان ما گل می دهد .

کیست که بر باروهای این شهر ها - پناهگاهها - گورها ، بگرید ؟

کیست که نیم شبان بر کرانه های دریای روم بگرید ؟

کیست که راز معمای خونخواره را در ((تب)) بازگوید ؟

که در عصر یخبندان

سربازان و خودکامگان بر دروازه های جهان ایستاده اند

و با روزنامه های زرد رنگ از دیده نهان نی دارند : آتش شب را و باده را و گیتار را

گفت : حضوری ناپیدا در من جایگیر است .

من مرگ ماه برف را بر دریچه شهر ، اسطوره می گیرم

همگنان دروغ میگفتند

و من آکنده از تنهایی خویش

بر میز قهوه خانه بی جان افتادم

و آتش شب، در جام ، باده دریا را شعله ور می ساخت

تو را می بینم که از انتهای جهان می آیی ، بر لبان ما

برخی کلمات گل می دهند

رنجهای ما به سر می آید

تا دیگر بار سفر بیاغازیم ....

 

 
Designed by http://template.persianblog.ir/