ادبیات ایران و جهان

زمانیکه کودک شهر برنو در بهاری اشغال شده توسط نازی هااز پدری موسیقیدان بدنیا آمد بیست و نه سال از آغازقرن بیستم می گذشت .

کودکی که سالها بعد هنر نویسندگی را در اروپای شرق متحول ساخت اماشاید دیر به ایران رسید ده سالی از انتشار اولین کتابش گذشت که مرحوم احمد میرعلایی او را به ایران آورد .

میلان کوندرا نویسنده ای که بن نوشته هایش را بر اساس اعتراض به تجاوز بست .بی پروا نویسی یکی از پر رنگ ترین ویژگی های کوندراست و این بی پروا نویسی هیچ از ارزشهای کار او نمی کاهد . روشن نویسی او و اینکه اصلا قائل به این نبوده است که واقعیات بشری را روحانی تر از آنچه در ذهن بشر است نشان دهد .

تعلق به جامعه ای که روز به روز به قهقرا می رفت و رشد در میان فضایی هنری اما از جنس هنر قرن پیشین همه و همه به میلان این مدد غیبی را رساندکه  فضاحت فاجعه انسانی جنگ کامگی ها و خود کامگی های بشر رازلال تر نشان دهد در حدی که گاهی مخاطب را عصبی ، بی حوصله و ساکت میکند .

و از این ها سخت تر حضور او در جامعه ای قبیله مدار ، ستنی و شاید خشن و سرد که از کوندرا در نوشته هایش نویسنده ای منسجم ساخته است که بعید نوشته های معترضانه اجتماعی اش را که هر نوع کنایه ای را در خود نهفته است به نام رمان به ادبیات جهان شناسانده است .

در ایران آثار خوبی از کوندرا منتشر شده است اما هیچ یک مرا به قدر جسم و جان ترجمه استاد میرعلایی جذب نکرد .

شاید در فرصت های بعدی با جرات بیشتری از کوندرا بنویسم

اما این نکته برایم پذیرفته شده است که جنس کوندرا  ترکیبی همه نویسنده هایی است که در آثارش آنها را نقد کرده ، ستوده و نام برده است .

یکی دیگر از مترجمان آثار کوندرا که من از خواندن ترجمه اش بسیار لذت بردم حشمت کامرانی است همانیکه یک زمان خانه ارواح آلنده را به خانه ام آورد .

 

 
Designed by http://template.persianblog.ir/