ادبیات ایران و جهان

ویلهلم آپولیناریس دوکسترویتسکی (( گیوم آپولینر )) از تلاقی دو فرهنگ لهستانی و ایتالیایی در رم به جمع شاعران اروپائی قرنی که گذشت پیوست .

همیشه در سفر و دلباخته شعر صادقانه اما تلخ .

شاید چون اغلب مسیر زندگیش را در دلدادگی سپری کرده است زیباترین غم سروده های عاشقانه را از او امروز می خوانیم اما آنچه در شعر موج می زند حذف نکاتی از شعر بود که همیشه کار یک شاعر را به کلیشه های سطحی مبدل می ساخت .

پیوستگی در شعر و نیز آب و رنگی که تنها یک نقاش می تواند به لحظه ها هدیه کند از مشخصه های دیگر آثار اوست .شاید نزدیکی بیش از اندازه به نقاشان همدوره اش و نیز دوستی نزدیک با سندرار دلیل دیگری بر ارائه آثار شعر-نقاشی چون (کالی گرام ) بود .

گوشه هایی از شعر اصفهان را از مجموعه آثار آپولینر به ترجمه محمدتقی غیاثی برایتان نقل میکنم :

اصفهان

به خاطر گل سرخت

حاضر بودم سفر دور و دراز تری در پیش گیرم

آفتاب آن خورشیدی نیست

که در سرزمین های دیگر می تابد

ونغمه های سازت

که با سپیده دمان هماهنگ می شود

از این پس ، برای من

معیار هنر است .

ای چهره معبود !

من شعر خود و همه هنرها را

با خاطره آنها خواهم سنجید

اصفهان

با آن نغمه های بامدادی خود

رایحه گلهای سرخ باغهایش را

بیدار می کند .

من روانم را ،در همه عمر خویش

با گل سرخ عطرآگین ساخته ام

اصفهان ، ای شهر خاکستری

با آن کاشی های نیلگونت

گوئی تو را با تکه های آسمان و خاکت

پدید آورده اند

و در میانه روزنی از نور نهاده اند ....

من ، اینجا برادر صنوبران هستم

ای صنوبران زیبا، ای برادران لرزانم

که در شرق نماز میگذارید

فرزندان غربی خود را بازشناسید .

 
Designed by http://template.persianblog.ir/