ادبیات ایران و جهان

محمد توفیق معروف به توفیق فکرت شاعر ترکیه ای است که در سال 1876 ، در استانبول به دنیا آمد  و دوران فرو پاشی سلطنت ششصد ساله عثمانی را تجربه کرد .

 

او یکی از نو گرایان و سردمداران ادبیات مدرن ترکیه است که البته بعد ها نامهایی  چون ناظم حکمت ، یحیی کمال و عبدالباقی گلپنارلی مانع از شهرت دوچندان او شدند اما شعر توفیق دارای ویژگی های استثنایی و کم تکرار در ادبیات ترکیه محسوب می گردد .

 

توفیق  همزمان با تجربه نشر مجلات معلومات ، مکتب ، ثروت فنون که همگی در کمتر از چند شماره توقیف شدند پنجگانه شعری از خود به یادگار گذاشت بنام های : رباب شکسته ، دفتر مخلوق ، پاسخ رباب ، تاریخ قدیم ، شرمین . او در چهل و هشت سالگی در اوج انتشار اشعار سیاسی و مقالات و آثار منثور تاثیر گذارش از دنیا رفت .

 

بعد ها ناظم حکمت درباره او گفت :

او یک روشنفکر و یک بشردوست واقعی بود . باید او را در دوره ای که زندگی می کرد و در محیطی که شعر می گفت دید . فعالیت های فکرت به بهترین و پیشرو ترین شکل ممکن بود .

 

نیما یوشیج نیز که طلایه دار شعر نو فارسی است اشعار توفیق را نماینده دوره نوین ادبیات ترکیه می دانست و قوت شعرش را بر خلاف دیگر شعرای ترک علاوه بر خلاقیت ماحصل زمان زندگی او  که به خوبی در آثارش، نمایان بود ،مربوط می کرد .

 

دو شعر از توفیق فکرت را در ادامه خواهیم خواند :

 

 

تابستان گذشته

 

تابستانی بود همچون رویا . با هوس ات آفریدی

هر لحظه اش ، هر رنگش و هر شعرش را از لذت

هنوز هم باغ از صدای شیرین تو آکنده است !

اگر روزی خاطره ای دور از آن تابستان آرزو کردی

 

به آب آرام خلیج نگاه کن ، خواهی دید

از آن شب های گذشته تاکنون ، در عمق آن باقی مانده است ؛

مهتاب .. گل سرخ درشت .. وزیباترین تصویر تو ..

باری آن رویا هنوز برجای خود باقی ست .

 

عید مخلوق

 

 نشاط و خنده بود سهم کودکان ، تنها

بیا و از پدرت با سرور خود بشنو

ببین چه گفته به تو

ببین چه گفته به تو ، گفته کودکان یتیم

بدون هیچ نشاط و بدون هیچ امید

به درد و غصه عجین کرده اند نغمه عید

لباس نو به در آور زتن که شاد شوی

اجازه ده که یتیمی به تن کند آن را

شود کمی زیبا ،

رخی که زرد شد از بی نوایی و حسرت

همیشه بوده اگر سهم کودکان لبخند

یتیم گریه کند ، گوش کن به او ، فرزند !

 
Designed by http://template.persianblog.ir/