ادبیات ایران و جهان

توماس بیسل نویسنده جوان معاصر  آمریکایی که تجربه زندگی را ازبکستان را در دهه گذشته کسب کرد،  مجموعه داستانی دارد به نام (( خدا در سنت پترزبورگ خانه دارد ))در این اثر نویسنده بسیار خلاقانه به علایق ، دغدغه ها و روزگذرانی های اهالی آسیای میانه می پردازد .

بیسل بعنوان داوطلب در سپاه صلح آمریکا ،فرصت سفر به کشورهای توسعه نیافته را پیدا کرد و پس از انتشار تجربیات اش متهم به انتقاد از سیاست خارجی آمریکا شد .او  معتقد است که پس از واقعه یازده سپتامبر ، آمریکایی های حتی اگر دنباله رو علائق سیاسی نبودند ، به سراغ مطالعه درباره اسلام  رفتند و تا مدتها پس از این واقعه کتابهای با موضوع دین اسلام در صدر فروش آثار منتشر شده در آمریکا بود . بیسل در مصاحبه ای که در سایت شخصی اش منتشر کرد ادعا کرد اگر مسلمانان به ایالات متحده آمریکا سفر کنند شگفت زده خواهند شد از مواجهه با آمریکایی هایی که میخواهند از اسلام و ملت های مسلمان بدانند .

tom bissell

خدا در سنت پترزبورگ خانه دارد در سال ٢٠٠۶  فینالیست جایزه ادبی ((پن)) و برنده جوایز ادبی رم و آنا آخماتوا شد .

در بخشی از ( آرال ) این کتاب آمده است :

- ما فقط از این لذت می بریم که رژیم های توتالیتر پارانوئید ، مجبور شوند یک بار هم که شده واقعیت را بگویند و به کارهای زشت شان اعتراف کنند ، همین .... بچه های کور برای هیچ رژیمی خطر محسوب نمی شوند ، زندانی های مبتلا به کم خونی هم همینطور .......

 

(جون چان یه ) نویسنده چینی تبار فارغ التحصیل کالج کینگز انگلستان که سالها یکی از فعالان جنبش مقاومت چین بشمار می آمد و در دوران جنگهای رهایی بخش چین با نام  مستعار (ما ار ) به نویسندگی اشتغال داشت مجموعه داستانهای کوتاهی با نام

The ignorant and the fotgotten

در اواسط قرنی که گذشت در انگلستان به چاپ رساند . این مجموعه را یکی از قدیمی ترین اعضای کانون نویسندگان ایران زنده یاد (حسن پستا) ترجمه نمود . صرف نظر از ترجمه بسیار قوی و روان و نزدیک به فرهنگ داستان نویسی  فارسی این داستانها از نکات قابل توجهی برخوردارند .

دیدگاه بسیار قوی چون چان یه در ملی گرایی و نمایش زردهای چینی پیش از سرخ شدن . گردآوری نه قصه با موضوع مشترک نبرد چین و ژاپن و درگیری های داخلی چین و داستان درد و مصیبت های مردمی که بسیار به داستانهای وطنی ما شباهت دارد و شاید بهتر باشد بگوییم خودمانی است .

اگر طرفدار صرف این تفکر نباشیم که قصه نباید به دردهای معمولی و متعارف بپردازد و می بایست با بیان  دردهای عمیق فلسفی با مخاطب ارتباط برقرار کند . در مجموع کار قابل قبولی از یک نویسنده شرقی خواهیم داشت .

یکی از نکاتی که در این داستانها عحیب است ترجمه نامهای چینی به انگلیسی است کاملا هم متوجه نویسنده است چرا که مترجم نقشی در این ترجمه نداشته است . در واقع نویسنده داستانها را به زبان انگلیسی به نگارش درآوره است .

داستانهای این مجموعه خازج از فرم کلاسیک و قدیمی همه داستانهای چینی است که تاکنون دیده ایم . و شاید به فرم داستان کوتاه انگلیسی نزدیک است .

با توجه به مضامین درونی داستانها خواندن این کتاب ناخوداگاه به من یادآوری کرد که ما داستان روان و مردمی وخارح از عرفان و معانی ژرف در حوزه دفاع مقدس یسیار کم داریم . داستانهایی که نسل های بعد با هر نوع دید و تفکری و هر درجه از دانش و اعتقاد بتوانند بعد ازاینکه شصت سال از انتشار کتاب گذشت کماکان انها را بخوانند و احساس غرور ملی کنند .

بد نیست سری به زردها بزنبد فکر می کنم سراغش را باید از انتشارات زمستان بگیرید .

 
Designed by http://template.persianblog.ir/