ادبیات ایران و جهان
با نام خدا

صدا کن مرا

صدای تو تنها خوب نیست صدای تو فقط یک صدا نیست که پژواکی است بی تکرار نه یک رویش ، ابتدای جاده حیرت است در جزیره متروک دهن و صلایی است بر بودن دیدن و ماندن .

زمستان بود و انجماد و عشق زمستان است و هیچ . و من که هیچ نبوده ام زمستانم بی برف با یلدایی بطول لحظات بی تو ماندنم .

بی تو ماندن و سکوت، سکوت و نگریستن در آینه تو و در خود نگریستن در آینه چشمان تو ، غزلواره اشک ، میهمانی لبخند . بی تو ماندن ...

قصه بازماندن من از تو ، فاصله بهار من تا زمستان تو یک میزان مانده به پرده نور و یک میزان و نیم در گذر از تم شرقی تو و من شیدای این پیشآهنگ خاوری که سیاهی چشم و سکرآوری نگاه از عمق آن در تسخیر یکباره ، چندباره و چندین باره من در پیکار است .

سفر ، سفری به تو سفری از تو در درون من و سفری در بغض بغض آلود زمان بی پایان من .

جاده و شکوه ، شکوه از بی منی تو و گلایه از فرسنگها فاصله تو نه یک بهار تا زمستان که یک بهار تا بهارانی دیگر .

 

یلدا

آن گاه که سپیدی از مشرق سیاهی طلوع می کند

میترا ! ای زاده مهرزاینده

از پی چراغان اختران در پس ابرهای مایوس

سر بر می آوری !

اینک !

شب است و بی ماه

شب است و بی هیچ ستاره

اما شب است و امید طلیعه صبح

وقتی نور، تورا می زاید ،

دردانه وار در بطن صدف برف ، زیستن را

به جشن می نشینی

یلدا شب بلند آرزو هاست !

آرزوهای من ، آرزو های تو

و هر چه نام آروزست بر آن

سفره را بگسترانید !

یاقوتی انار ! شیرینی هندوانه !

این محفل از تفتان همدلی ها گرم است

آقابزرگ یا خانم بزرگ همه هستند

و حافظ هم شاهد از غیب رسیده

آرزو می کنم !

 تفال می زنم !

دیوان می گشایم !

دل به دلدادگی اش می سپارم

و نرم نرم جاده منتهی به نور را چراغان تر می بینم .

برف و شیره ! برف و شیره در روزگار آسمان خراش ها

در دنیایی که زمستانش برفی ندارد

و کودکانش از حظ دیدن آدم برفی بی بهره اند

و کرسی یادگاری که دیگر در قریه ای در دل هزار توی بی نشانی ، هم نشانی ندارد .

امشب همه چیز مهیاست

میترا خداوند عهد و پیمان

بربلندای قامت یلدا ، این زاده خجسته نور

شولای عشق بپوشان

همه سهم من و تو از رخت بربستن خزان

و دامن گشایی زمستان

شور یلداست

یلدای تو ! یلدای من !

سپیده دم فرا می رسد

و بقدر یکبار گردش بدور خورشید از یلدا دور میشویم .

تا زمستان بگذرد

چلچله ها بازگردند

گندم ها درو شوند

و برگها دوباره هبوط کنند

و بازهم به یلدا برسیم

و بازهم به یلدا برسیم

 
Designed by http://template.persianblog.ir/