ادبیات ایران و جهان

در پایان قرن نوزدهم ، ادسا ، دختر زیبای روسیه کبیر شاهد تولد شاعره ای بود که سالها اشعارش در اروپا، عاشقانه های گرمی بود که بارها وبارها ترجمه آن منتشر می گردید .

آنا آخماتووا که سالهای نوجوانی اش را درکیف به سر برده بود در بیست و سه سالگی اولین اثرش را منتشر نموداو بعد ها به لنینگراد رفته و با یک ضد انقلابی (ضد کمونیسم ) ازدواج کرد و سالهای آخر عمر خود را در تبغیدی طولانی در تاشکند سپری نمود .

آنا ، یک پوشکین شناس و دارای مقالات بیشماری پیرامون مجموعه داستان های پوشکین است .

شعر آخماتوا ، زنانه و مملو از احساسات ناب و البته واقعی است . گاهی نلخ ، گاهی پرشور و اغلب تصویرگر لحظاتی است که در قلب هر زنی رخ می دهد .

رمز و راز گرایی و سمبولیسم در فضای انقلابی که آنا شعر بی پروای خود را در آن منتشر می کرد او را به سمت فوتوریسم که رگ و ریشه ای ایتالیایی و ضد احساس گرایی صرف بود ، برد .

سالها گذشت تا مولفه های شعر آنا در میان روس های ملتهب از انقلاب معنای خود را پیدا کرد به شکلی که انتشار آثار او در فرانسه و ایتالیا پیش از روسیه اتفاق افتاد .

در این جا قطعه عشق از مجموعه شامگاه به ترجمه احمد پوری را می خوانیم :

گاه چو ماری دردل می خزد

و زهر خود را آرام در ان می ریزد

گاه یک روز تمام چون کبوتری

بر هره پنجره ات کز می کند

و خرده نانی میچیند

گاه از درون گلی خواب آلود بیرون می جهد

و چون یخ نمی بر گلبرگ آن می درخشد .

و گاه حیله گرانه تو را

از هر آنچه شاد است و آرام

دور می کند

گاه در آرشه ویولونی می نشیند

و در نغمه غمگین آن هق هق می کند

و گاه زمانی که حتی نمیخواهی باورش کنی

در لبخند یک نفر جا خوش می کند    (۱۹۱۱)

*****

قطعه خبر از مجموعه بارهنگ

وقتی سرانجام به تلخی میرسد

خبر مرگ من به او

او نه غمگین تر می شود و نه جدی تر

اما رنگش می پرد و به تلخی لبخندی می زند

آن گاه یکباره آسمان زمستان را به خاطر می آورد

کولاک نوا را

و ناگاه به یاد می آورد

چگونه پیمان بست

که عشق شرقی خود را تنها نگذارد .  (۱۹۱۷)

 

 

 
Designed by http://template.persianblog.ir/